خانه

انجمن ادبي

چهره ها

کتابخانه

گالري عكس

تكانه

مسابقه

کارگاه

پيوند ها

پيشنهاد

تماس با ما

 

***************************

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

***************************

  

جريان شعر و داستان

پايگاه خبري ادبيات گيلان

تاسيس 1386

 

 

 

نام : مقداد      

نام خانوادگي : تکلوزاده

تاريخ تولد : 1362

محل تولد : 

تلفن تماس :  09123212933

 

 

كارنامه :

 

فارغ التحصيل رشته ي مهندسي صنايع غذايي از دانشگاه تهران

مديرمسئول و سردبير فصل‌نامه‌ي آروين

مسئول كانون شعر و ادب دانشگاه تهران

مجري و منتقد مراسم شب شعردانشكده كرج

چاپ شعر در بسياري از روزنامه ها و مجلات سراسري و سايت هاي اينترنتي



 

تاريخ بروز رساني :08/03/87


ایـن هـفـتـه عجیـب در هچل افتادم
بـا لهـجـه ی بندری به کل افـتـادم
وابسته شدم به خـنـده هایت بانو
از هــول حـلـیــم در عـسـل افتادم

.......................................

با تک تک جـمله ها تـبـانی کردم
با شـــــعر غم تو مهــربانی کردم
عید آمد و من کمی هوایی شده ام
یک سال فـقـط خـانه تکـانی کردم

.................................

هفت سين
سکوت سـین هـفتم تحـویل سـال من
یک لحظه مکث اول فکر و خیال من
هـفـتاد سـین فـدای نگاه جـنوبی ات
آتـش زدی به شـالی سـبـزشـمال من
این مهره های مار به دردت نمی خورد
چشـمت کشیده جور جهان را غزال من
فکر کسی به غیر تو جرات نمی کند
یـک لـحـظه راه بـیـابـد بـه حـال مـن
حال منی که نعشه ی عشق تو بوده ام
دارد رسـوب می کند ایـنجـا به فال من
یعنی که سرنوشت عجیبی است زندگی
کـولی دلـش گرفت از عـشـق محال من
این عکس ها که گوشه ی البوم نشسته اند
حــس غـــریــب اوج تــو انـد و زوال مــن
خـیـر سـرم به جـرم تــو شاعـر شـدم ولـی
یک مشت واژه می شود این قیل و قال من
عاشق تر از همیشه تو را درک می کنم
اصـلا فــقـط بـیـا به تـمـاشـای حـال مـن
حالا دلم به ماهی این سفره دل خوش است
شـایـد دعـا کـنـد کـه بـمـانـی تــو مـال مـن
.....................................

درد دل هاي يك .....

یک دست روی ماشه و من عاشقت شدم
زل می زنم به دست پر از رعشه ی خودم
دارد به قـصـد کــــشت به دیوار می زند
مردی که آخرش به تو هم می زند سند
اصلا مهم نـــبود دل من شکسته بود
می خواستم که با تو بمانم ولی چه سود
من حاضرم بــرای تو یک عمـــــر انتظار
توی نـــوار قلـــب منـــی دخـتــر بـــهار
می خواستم که این مدلی دوست دارمت
شاعــر شــدم برای تو از دست دادمت
من را بـبـیـن که یـک گـره کـور مبهمـم
در گـیر و دار پـیـچ و خـم کوچـه غـمـم
در حال دسـت و پا زدنـم می روم فرو
در عمق خاطرات تو بی هیچ جستجو
نــه احــتـمـال نـدارد کـــه تــو به مــن
حتی نمی رسی به غم چشم های زن
تو تکه های گمشده ی پازلــی چرا ؟
باید بـبخـشمت به کسی ناگهان تو را
مـثل جنـیـن مشـترک شـهـوت و گنـاه
یـک روز مـن بـدون تو یـک روز اشتـباه
این شایعه است دست تو و دست های او
بانـو دروغ بـوده خودت هم بگـو . بگـو
بـایـد لـبـاس عــشـق تـو را در بیـاورم
شایـد چـروک خـورده نفس های آخرم
من را ببخش هق هق من دست من نبود
بغضم گرفته بود و دلم شعر می سرود
دارم سقوط می کنم از چشم های تو
افتـاده ام میـان هـمـیـن واژه هـای نـو
من گیج می رود سـرم از شدت جنـون
آرام ماشه می چکد و مـیـز غرق خون
 

http://maskheghazal.persianblog.ir

meghdad1000@yahoo.com

نشاني وب سايت :

نشاني email :

 

ساير چهره ها :

الف - ث          ج - ژ            س - غ           ف - م              ن - ي