|
كارنامه :
وي از اواسط دهه
چهل به سرودن شعر طبع آزمود و شعرهايش را در مجلاتي مانند تهران مصور
به چاپ رساند . در سال 1358 اولين مجموعه شعرش را با عنوان « در متن
پر تحرك تاريخ » در انتشارات تندر به چاپ رساند . با فكر ليالستاني
در رشته تاريخ داراي مدرك ليسانس است و به زبان گيلكي هم شعر مي
سرايد كه نشان از با اهميت بودن زبان محلي نزد شاعر دارد . وي پس از
سالها ( در سال 1380 ) دومين مجموعه شعرش را با عنوان «فواره اي به
ارتفاع سالياني كه زيستم» منتشر نمود . از
بافكر هم اكنون دو مجموعه شعر با نامهاي «شعر هاي نوشته نشده » و
« اقليم هوشياري ما » آماده انتشار است
.
تاريخ بروز رساني :04/02/87
از
مجموعه در دست چاپ شعر هاي نوشته نشده
براي نوه ام رها
با كودكان فردا
بي
قراري هاي گاه گاهت
پريشاني هايم را دامن مي زند
نميدانم تا رسيدن به آرامش ساحل
چند دريا را در كنار تو خواهم بود ؟
حالا كه در دستهايم گنجشكي مي شوي ؟
تا
پرواز را تجريه كني
و
پروانه ها و تابلو ها را از ديوار و درخت و پنجره
به
چنگ ممي آوري
فردا حتماً
شاهيني خواهي شد ، رها
بر
فراز گستره اي از جلگه و كوهستان
كه
پرستوهاي بسياري را زير پر مي گيري !
بيداري هاي سحرگاهانت
رؤياي ديدن زلالي آب است
در
دنيايي كدر
و
خواب هايت،آه خواب هايت
توقف گاه هايم هستند در سرگذشتي كه مرور مي كنم
ما
، كودكان ديروزمان را
در
دنيايي از جعل و نيرنگ زاييديم
و
كودكان امروزمان را مي پروريم
در
بياباني از خشم و نفرت
كودكان فردايت شايد
جنگ را نشناسند و بمب و فقر را
و
بسياري از چيزهاي بد ديگر را
و
تنها آفتاب و باران را بفهمند و عدالت و آشتي را
و
بسياري از چيز هاي خوب ديگر را .
دي ماه 86
در سپيده دم . . .
يک پرده از صداي ني ات را
در استکان چاي نوشيدم
همراه غزلي از حافظ
در ترنم بارانيِ شامي زمستاني
نشاني اين اتراق گاه کجاست ؟
آيا کوچه اي در نيشابور است ،
قرني پس از هجوم خانان گريخته ،
از قحطسال صحرا ؟
يا ميداني است در سبزوار
برافراشته از سرهاي سودايتان سزاوار
در سپيده دم عشق و دانائي
و من . . . ! چه مي کند اينجا !؟
شايد ، مسافريست که دايم مي گذرد
از شرق تا به غرب عالم
در جستجوي گمشده اي موهوم .
|